تبليغاتX
مهرداد شیطونه
خانهایمیلآرشیوRss
Search

 

موضوع: جمعه بیستم مرداد 1385 13:49

سلام به همه ی دوستانه گلم  امیدوارم که حاله همتون خوب باشه

چند شب پیش باشگاه نفت برا روز پدر جشن گذاشته بود   ( راستی روز پدرووتون هم مبارک)

ما که نرفتیم می دونستم  برنامه هاش زیاد جالب نیست بعد ما رفتیم دنبال  یکی از بچه ها (نادر)

با ۱۰۰۰ بد بختی باباشو راضی کردیم که ماشینو بده که بریم تو همین نیوسایت  بگردیم

با نادر ٬حبیب رفتیم دنبال بهنام   که بریم دور بخوریم

رفتیم نزدیکا فلکه بیمارستان  دیدیم اینقدر شلوووووغه نادر گفت : ما خوب بیکاریم بریم یه دوری بخوریم

  داشتیم می رفتیم که دیدیم اتوبوسایی  که انجا بودن شروع به حرکت کردن نادر  گازشو گرفت

که زود تر اتوبوسا بره !!رسید سر پیچ ( سر پیچ اگه ماشینی گه با سرعت داره میره  ترمز بگیره تعادل

ماشین بهم می خره) با همون سرعتش پیچید فکر کنم یه ۵ .۶ متری ماشین لیز خورد

شانس اوردیم اگه دست فرمونه نادر خوب نبوود الان ما........

بعدش  همینطور که داشتیم دور می خوردیم  یکی از بچه ها زنگ زد (محسن  ملقب به mosy papa)

 محسن یه ماهی اصفهان بود   بش گفتیم : کجایی گفت : تو خیابونتونم  رفتیم کمکش اثاثشو  بردیم

خونشون بعد با هم رفتیم دور بخوریمدیگه تو ماشین جا نبود ولی می دوستانه تر می شستیم

دیگه اخرای دور خوردن امروز  بود که یه موتوری حراست امد جلو مون ایستاد

به نادر گفت ماشین ماشینه کیه ؟ نادر گفت مطلق به خودتونه گفت اقات میدونه ماشینو اوردی بیرون

بیروووووون؟ نادر گفت :اررررررررررررررره هیچ رسندمون رفتیم خونه!! 

نتیجه اخلاقی:به این نگهبانا نباید رو داد

در ضمن خدمت نظر دهندگانه عزیز عرض کنم این وبلاگه منه هر چی دلم بخواد توش می نویسم

اگه خوندی دیدی خوبه یه نظر هم بده 

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
من مهرداد 17ساله از اهوازم
ID:mehrdad_marmolak2004
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati