تبليغاتX
مهرداد شیطونه
خانهایمیلآرشیوRss
Search

 

موضوع: چهارشنبه چهارم مرداد 1385 12:24

سلام به همه دوستانم خوبید ؟ خوب خدا رو شکرچند شب پیش اینقدربرا اتفاق های جالب افتاده

دوست دارید براتون بگم نه؟؟؟؟ برا چی نگم  باشه اصرار نکن میگم

پری روز داشتیم تو باغ خونه یکی از بچه ها والیبای بازی میکردیم  بازیمون که تموم شد

امدیم  دم در  خونشون نشستیم صحبت کردن هی داشتیم بر همدیگه لاف میزدیم

که یکی از بچه ها (احمد)که به نظر من ..........  با حبیب (رفیق فابمه)دواش شد احمد دمپایی پرت

کرد طرفه حبیب . حبیب جا خالی داد خورد تو  سر نگهبان  بد بخت نگهبانه

نگهبانه کوچمون اینقدر عصبی شده بود رفت در خونه احمدینا

این احمد بچه شهید بهشتی ادمه نرمالی  نیست  

یادمه ساله ۴ دبستان جقرافیا گرفت ۷  احمد ببخشید (ابروت رفت)

بگذریم

بد باباش گفت احمد بیا خونه   احمد رفت بعد ۱۰ دقیقه امد هیچی  رفت  ببخشید گفت 

خودشو راحت کرد

بعد داشتیم با هم صحبت میکردیم  که دیدم داره صدا قان قان اگزوز  ماشین میاد

ماشینه امد جلو تر دیدم شهاب(پ) ( قهرمانه رالی خوزستان)نوارشم تا اخر زیاد کرده بود

با سرعت از کنارمون رد شد رفت بعد اخر کوچمون با دستی ماشینو  (پراید هاچبک) سرو ته

کرد    (سر کوچه ما همیشه پلیس  ایستاده که موتوریهای بدون پلاکو می گیره و  .........)

بعد پلیس به شهاب گفت نگه دار (علامت ایست داد) شهاب سرعتشو کم کرد  (یعنی میخواد وایسه)

ایول شهاب چنان گازی  به ماشین داد که از تایرا دود بلند شد دمش گرم فرار کرد

بعد نگهبانه بی معرفته ما جلو پلیسه میگه :شهاب بود؟   ما الکی گفتیم نه نه شهاب کیه؟

اینو که گفتم میدونید منظورم چی بود

که کسی برا  شهاب شاخ نشه  که بد شا خشو میشکونه

 

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
من مهرداد 17ساله از اهوازم
ID:mehrdad_marmolak2004
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati