تبليغاتX
مهرداد شیطونه
خانهایمیلآرشیوRss
Search

شهید مسیحی =تگزاس M B h A 2 

موضوع: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 15:55

سلام به همگی  

امیدوارم حاله همه خوب باشه

کوچه ما اینه تگزاسه  هر چی دعوا هرچی دزدی و...... تو کوچه ماست

جریان:دیروز ساعته ۸ یه موتوری امد تو پارکینگه همسایمون موتور گذاشت و فرار

پلیس هم پشت سرش امد ما فهمیدیم  یارو دزده از بیکاری افتادیم دنباله دزده

با سنگ میزدیمش  بعد رفت پشته خونه ها تاریک بود

ترسیدیم بریم پلیسا هم ترسیدن  فرار کرد  خیلی دوست داشتم

بدونم دزد چه شکلیه حیف شد فرار کرد

بعد ساعته ۹.۳۰ بود که یه ماکسیما با یه ۲۰۶ سر کوچمون تصادف کرد

ماکسیما دوسته شهاب به دلیل یه مسله ای که نمی تونم بگم یه تیمسار امد

من ودوستام حواسه پلیسارو پرت کردیم که راننده ماکسیما با محسن مطلق فرار کنه

که فرار هم کرد

بعد شهاب رفت که با پلیسه صحبت کنه مسله رو حلش کنه 

تیمساره گفت: اینو خدا هم نمیشناسه(یعنی شهاب)

بعد با  یکم  داد و بیداد مسله حل شد

حالا جریانه اصلی شروع شد

بعد از رفتن پلیسا فهمیدیم قراره دعوا بشه

افشین با یکی از بچه های لوله سازی

من اصلا فکر نمی کردم افشین اینقدر زورش زیاد باشه چون اصلا به قیافش نمیاد

نه اینکه بگم زشته اتفاقا چون خوشکله به قیافش نمیاد

بهتره نگم کی کتک خورد چون همه دیدن

دسته شهاب با شیشه پاره شد

بعد گفتن پلیس امد  همه داشتن می رفتن  که شهاب با دسته خونی نشست پشته

فرمون وقتی رسیدن ته کوچه  با خرگوشی مانه رو رد کرد

این بشر در همه حال عشقه ماشینه

ولی به نظر من دعوا نکنید هچی مثل دوستی خوب نیست

اگر هم دعوا می کنید با زوره بزاووتون باشه نه با چوب و چماقو شیشه و ......

تو این دعوا هم معرفته خیلی ها ثابت شد از جمله شهاب

نماز روزه همه قبول باشه

خوش باشید

چاکریم

یا علی

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

مهرداد دوباره برگشت 

موضوع: دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 15:56

سلام به همگی

امیدوارم همتون خوب باشید 

یه مدت خیلی  زیادی نبودم  به دلیله مشکلاته شخصی و غیر شخصی

حالا دوباره برگشتم

فرقه وب لاگه من با بقیه ی وب لاگا اینه که من حرفه دلمو میزنم(ولی نه همشون)

الان میخوام براتون یه جریان های تعریف کنم از اون جریان های  هل!!

یه روز علی (پسر همسایه ) زنگ زد گفت مهرداد بیا دمه در!!!!

رفتم دیدم علی و حمید و شهاب ایستادن!

گفتن بیا بریم دوور بخوریم

شهاب نشست پشته ماشینه حمید( حمید  می خواست ماشینشو بفروشه برا 

همین دادش دسته شهاب)

چشمتون روزه بد نبینه  شهاب با 120 سرعت ماشینو کامل می چرخوند

می رفت اینه بغله ماشینو میزد به تایره تریلی   بعد رفتیم تو جاده

 ساحلی با 120&130 تا سرعت چپ راست میزد  با سرعته خیلی خیلی  زیاد

از بینه دو تا تریلی رد شد من پیشه خودم گفتم الانه که بریم زیره  تایره تریلی!

اگه کسی دیگه ای پشته فرمون بوود 100%  الان من بهشت اباد بوودم قطعه ی 22!!

همین تور که داشتیم میرفتیم دیدم یه ماشین با سرعت زیاد داره میره

شهاب رفت رسید بش !!! بعد ازش سبقت گرفت!!

برای اینکه تحریکش کنه برای مسابقه چپ راست می زد

ماشینه سرعتشو بیشتر کرد بعد از چند ثانیه آژیر گذاشت رو سقفه ماشینش

شهاب وقتی فهمید پلیسه چراغ ها رو خاموش کرد که پلاکو نخونه!!

بعد ماشینو تختش کردبا هزار بد بختی تو خیابون فروردین پشت خونه ها گممون کرد

بعدش با یکی از بچه های شهرک کورس گذاشت

وقتی خواست شروع بشه علی بم گفت اصلآ حرف نزن بزار حواسش جم باشه

گفت اگه یک کلام موقعه کورس حرف بزنی پیادت میکنه

چشمتون روز بد نبینه من میخواستم بگم ارروم برو  ولی از ترس نمی تونستم چیزی بگم

از کیان پارس تا فلکه فرودگاه بوود فکر کنم تو کمتر 2دقیقه رفت! سر چراغ قرمز هم که اومرن

وایسه 

ولی اون روز خیلی حال داد

بعد مسابقه شهاب بم گفت : ماشینه مردم بود ولا بیشتر حال میکردی

گفت وقتی پیشه من میشینی بیمه ابولفضلی

شهاب خودش دست فرمونه علی(ک)و حمید و ممد ریزه رو قبول داره

اگه شد تو اپ بعد کیلیپ های جدیده شهاب علی ممد ریزه رو براتون میزارم

چاکره همه

موفق باشید

نظر یادتون نره

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

عکسه خودم وشهاب  

موضوع: چهارشنبه سوم مرداد 1386 13:14

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

به نام خدا 

موضوع: دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 14:35

سلام به همه  (هم اونایی که با ما خوبن هم اونایی که مسخره می کنن)

امیدوارم که  ساله خوبی رو گذرونده باشید و ساله خوبیم در پیش باشه

این مدت حس هیچی نبود  برا همین اپ نمی شدم

خبرهم خیلی براتون دارم ولی چون بعضیا از ما خوششون نمیاد

خلاصشون میکنم  (با اجازه)

اول اینکه شهاب قهرمان شد اینو که همه میدونید

کسی موفقه  که تلاش کنه و زحمت بکشه . اینو گفتم که بععضیا

حسودیشون نشه!!!!!!!

دوم اینکه من امسال خیلی چیزا یاد گرفتم !!

امسال بیشتره بچه های نیوساید  برای محرم میو مدن مسجد نیوساید

هم ادمه خوب  توشون بود هم ادمه بد(مثل من) من هم با چند تا از

دوستام می رفتیم   !! من هم از بکسه نیوساید  خیلی چیزا یاد گرفتم

هم از یکی به نامه پیمان !!! خیلی بچه خوبیه!!!

 درسته بچه های نیوساید یه کم خلاف شدن ولی برا امام حسین (ع)

امدن و سینه وزنجیر زدن

به نظر من این نشون دهنده ی معرفت بچه های نیوساید!!!

یه روزی از روزای محرم  بعد از زنجیر زنی که تو شهرک نفت بود

مهدی و مسلم مکوندی با یه چند تا جوجه بسیجی دعواشون شد

بافتشون !!! حقشونم بود چون تقصیر خوده بسیجا بود

ولی همه بسیجیا بد  نیستن  بعضیا شون عقده دارن

این بسیجا که باشون دعوا کردن ماله مسجد نیوسایدن ولی خودشون 

بچه نیوساید نیستن !!!(متاسفم)

وقتی مهدی رفت دعوا همه بچه با معرفت رفتن کمکش مثل افشین

علی کمجانی و................

ولی اینجا نمی خوام اسمه نامردا روو بگم

دیگه سرتونو درد نمیارم !!

از همه کسانی که نظر ممنون فقط بی احترامی نکنید ما هم بلدیم!

از معلم املا هم تشکر میکنم

و...............

چاکره همه!!!!!

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 14:11

سلام به همه ی دوستانه گلم  

امیدوارم حالتون خوب باشه  خوبه؟ خب خدارو شکر

از نظرایی که می دید ممنون  

خب حالا چی بگم ؟؟؟؟ چیزی برا گفتن ندارم !!! اگه خاطره بگم مگید :

مگه دفتر خاطراته اگه از شهاب بگم  اقا اقلیما زورش میاد و........

ولی بازم میگم وب لاگه خودمه هر چی دلم بخواد توش می نویسم

حالا دعوا دیگه بسه یه مدت حس هیچ کاری نبود  به دلایل شخصی

ولی به خاطر بکسه نیوسایدی  وکلآ  رفیقام امروز اپیدم

مدرسه خیلی حال میده ولی دیگه کم کم باید سفت و سخت بچسبم 

به درسا چون یه چند تا نمره افتض  داشتم  !!! امسال یه معلم فیزکه

سوژه ای داریم همش فل می کنه امد بگه دوشنبه امتحان دارید

گفت:دوشنگه امتحان دارید 

یه کی از بجه ها اسمش شایان !!!!! نمیدونم چرا هر دفعه می بینمش

خنده م میگره .  یه دفعه سر کلاس آمار ( یه معلم عصبی)  برگشتم

شایانو نگاهش کردم  با هم زدیم زیر خنده معلم شایانو دید منو ندید

انداختش بیروون   منم نخواستم نامردی کنم رفتم گفتم اقا تقصیره

من بود  منم ....................

یه معلم داریم بهبانیه   خیلی لهجه داره  (  ج  ) رو بد تلفظ میکنه امد بگه

جمعه ازمون علمی دارید با لهجه گفت شایان زد زیره خنده  معلم دیدش

بعد خواست بندازش بیرون  هی پشت سر هم میگفت برو بیرون   (با لهجه)

ولی معلما گناه دارن اما بعضیشون خیلی رو دارن!!!!!!!!!

دوست دارم از شهاب براتون تعریف کنم ولی  چون بعضیا  خیلی با جنبن

نمیشه ممکنه دوباره سر فحش خار مادرو بکشن به هم دیگه

مرسی از نظراتون  چاکرم

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: جمعه بیستم مرداد 1385 13:49

سلام به همه ی دوستانه گلم  امیدوارم که حاله همتون خوب باشه

چند شب پیش باشگاه نفت برا روز پدر جشن گذاشته بود   ( راستی روز پدرووتون هم مبارک)

ما که نرفتیم می دونستم  برنامه هاش زیاد جالب نیست بعد ما رفتیم دنبال  یکی از بچه ها (نادر)

با ۱۰۰۰ بد بختی باباشو راضی کردیم که ماشینو بده که بریم تو همین نیوسایت  بگردیم

با نادر ٬حبیب رفتیم دنبال بهنام   که بریم دور بخوریم

رفتیم نزدیکا فلکه بیمارستان  دیدیم اینقدر شلوووووغه نادر گفت : ما خوب بیکاریم بریم یه دوری بخوریم

  داشتیم می رفتیم که دیدیم اتوبوسایی  که انجا بودن شروع به حرکت کردن نادر  گازشو گرفت

که زود تر اتوبوسا بره !!رسید سر پیچ ( سر پیچ اگه ماشینی گه با سرعت داره میره  ترمز بگیره تعادل

ماشین بهم می خره) با همون سرعتش پیچید فکر کنم یه ۵ .۶ متری ماشین لیز خورد

شانس اوردیم اگه دست فرمونه نادر خوب نبوود الان ما........

بعدش  همینطور که داشتیم دور می خوردیم  یکی از بچه ها زنگ زد (محسن  ملقب به mosy papa)

 محسن یه ماهی اصفهان بود   بش گفتیم : کجایی گفت : تو خیابونتونم  رفتیم کمکش اثاثشو  بردیم

خونشون بعد با هم رفتیم دور بخوریمدیگه تو ماشین جا نبود ولی می دوستانه تر می شستیم

دیگه اخرای دور خوردن امروز  بود که یه موتوری حراست امد جلو مون ایستاد

به نادر گفت ماشین ماشینه کیه ؟ نادر گفت مطلق به خودتونه گفت اقات میدونه ماشینو اوردی بیرون

بیروووووون؟ نادر گفت :اررررررررررررررره هیچ رسندمون رفتیم خونه!! 

نتیجه اخلاقی:به این نگهبانا نباید رو داد

در ضمن خدمت نظر دهندگانه عزیز عرض کنم این وبلاگه منه هر چی دلم بخواد توش می نویسم

اگه خوندی دیدی خوبه یه نظر هم بده 

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

ضد حال 

موضوع: جمعه سیزدهم مرداد 1385 15:7

سلام به همه من که خوب نیستم چون هر روز به جز جمعه ها ،شنبه ها باید  برم

کلاس    ولی حال میده  با بچه های مدرسه کلی صحبت میکنیم معلما زورشون

میاد توضیح بدن

امروز شهاب (قهرمان رالی خوزستان) تو تهران مسابقه داره خدا کنه یه مقامه خوبی بگیره

ایشالا که میگیره   خدا نسیب هیچ کسی نکنه که پهلوی شهاب بشینه (هنگامه رانندگی)

گریه ات می گیره

ولی تو این مسابقه ها دست فرمون زیاد مهم نیست ماشین مهم تره

 اگه خوندی  نظر یادت نره

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: چهارشنبه چهارم مرداد 1385 12:24

سلام به همه دوستانم خوبید ؟ خوب خدا رو شکرچند شب پیش اینقدربرا اتفاق های جالب افتاده

دوست دارید براتون بگم نه؟؟؟؟ برا چی نگم  باشه اصرار نکن میگم

پری روز داشتیم تو باغ خونه یکی از بچه ها والیبای بازی میکردیم  بازیمون که تموم شد

امدیم  دم در  خونشون نشستیم صحبت کردن هی داشتیم بر همدیگه لاف میزدیم

که یکی از بچه ها (احمد)که به نظر من ..........  با حبیب (رفیق فابمه)دواش شد احمد دمپایی پرت

کرد طرفه حبیب . حبیب جا خالی داد خورد تو  سر نگهبان  بد بخت نگهبانه

نگهبانه کوچمون اینقدر عصبی شده بود رفت در خونه احمدینا

این احمد بچه شهید بهشتی ادمه نرمالی  نیست  

یادمه ساله ۴ دبستان جقرافیا گرفت ۷  احمد ببخشید (ابروت رفت)

بگذریم

بد باباش گفت احمد بیا خونه   احمد رفت بعد ۱۰ دقیقه امد هیچی  رفت  ببخشید گفت 

خودشو راحت کرد

بعد داشتیم با هم صحبت میکردیم  که دیدم داره صدا قان قان اگزوز  ماشین میاد

ماشینه امد جلو تر دیدم شهاب(پ) ( قهرمانه رالی خوزستان)نوارشم تا اخر زیاد کرده بود

با سرعت از کنارمون رد شد رفت بعد اخر کوچمون با دستی ماشینو  (پراید هاچبک) سرو ته

کرد    (سر کوچه ما همیشه پلیس  ایستاده که موتوریهای بدون پلاکو می گیره و  .........)

بعد پلیس به شهاب گفت نگه دار (علامت ایست داد) شهاب سرعتشو کم کرد  (یعنی میخواد وایسه)

ایول شهاب چنان گازی  به ماشین داد که از تایرا دود بلند شد دمش گرم فرار کرد

بعد نگهبانه بی معرفته ما جلو پلیسه میگه :شهاب بود؟   ما الکی گفتیم نه نه شهاب کیه؟

اینو که گفتم میدونید منظورم چی بود

که کسی برا  شهاب شاخ نشه  که بد شا خشو میشکونه

 

 

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: جمعه سی ام تیر 1385 0:25

سلام به همه  خوبید خوشید سلامتید چه خبر ما که خبری نداریم

ولی بدترین خبر سالو چند روز پیش شنیدم که قلعه نوعی  مربی ایران شد

تیمی که علی دایی توش باشه   بایدم قلعه نوعی مربیش باشه

نظر یادت نره    خوب یه نظر بده  ازت کم میشه

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

زیدان گله 

موضوع: چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 2:27

میدونید چرا زیدان کله اورد تو  سینه ی ماترادزی

چون بهش گفته بود  تروریست خیلی این خارجیا ادعاشون میشه

حقش بود اگه من بودم یه  کله میاوردم تو دماقش

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

ادم شاخ در میاره 

موضوع: چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 1:23

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

تماشاگر نما 

موضوع: دوشنبه پنجم تیر 1385 15:41

بهترین تماشاگر تیم ملی در مسابقات جام جهانی به جز علی دایی

کیییییییییییییییییییییییییییییییییییست

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: دوشنبه پنجم تیر 1385 0:29

وجدانن علی دایی  تو این دو تا بازی ایران ((علی دایی در بازی پرتقال بازی نکرد ))       تو جام  جهانی چند بار پاش به توپ خورد؟؟؟؟ چند بار فردوسی پور اسمه علی دایی اورد؟؟؟؟؟؟ 

متاسفم!!!!!!!  

 

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

حذف تیم ملی و............. 

موضوع: یکشنبه چهارم تیر 1385 1:3

تیم ملی فوتبال ایران عصرشنبه با شکست مقابل پرتغال، به عنوان نخستین تیم آسیایی از رقابت‌های جام جهانی ‪ ۲۰۰۶‬آلمان، حذف شد.

دراین دیدار که از گروه چهارم این مسابقه‌ها و در ورزشگاه فرانکفورت برگزار شد تیم ملی فوتبال کشورمان با نتیجه دو بر صفر مغلوب نایب قهرمان اروپا شد تا وادع زودهنگامی از جام هجدهم داشته باشد.

بازیکنان تیم ایران دراین بازی با تفکرات دفاعی وارد زمین شدند اما هیچگاه نتوانستند خود را از فشار حملات تیم حریف خارج و حملات خطرناکی را بر روی دروازه ریکاردو پریرا دروازه‌بان تیم پرتغال طراحی کنند.

در نیمه نخست، دفاع چند لایه و پوشش‌های مناسب بازیکنان ایرانی باعث شد تا‌ها‌فبک‌های پرتغالی نتوانند موقعیت‌های زیادی را بر روی دروازه ایران ایجاد کنند.

بازی با حملات گسترده پرتغالی‌ها از جناحین و دفاع چند لایه ملی‌پوشان کشورمان آغاز شد.

تاکتیک تیم پرتغال درنیمه نخست، استفاده از حرکات انفرادی لوییس فیگو و کریستیانو رونالدو از کناره‌ها و شوت از پشت محوطه جریمه بود.

این دو بازیکن در این نیمه به دفعات جای خود را در جناحین تغییر دادند و سانترهایی را بر روی دروازه ایران ارسال کردند که با آمادگی میرزاپور و مدافعان کشورمان به هدر رفت.

در دقیقه ‪ ۱۳‬بازی، فیگو از جناح چپ موقعیت ایده‌آلی را در داخل محوطه جریمه برای دکو آماده کرد که میرزاپور با یک عکس العمل دیدنی، ضربه پای چپ‌ها‌فبک برزیل الاصل پرتغال را به کرنر فرستاد.

در دقیقه ‪، ۳۲‬تیم پرتغال از جناح چپ صاحب یک ضربه کرنر شد که سانتر فیگو را رونالدو با ضربه سر راهی دروازه تیم ایران کرد که کعبی روی خط توپ آن را دفع کرد.

هافبک پرتغالی تیم منچستریونایتد در دقیقه ‪ ۳۴‬از جناح راست وارد محوطه جریمه ایران شد و پس از فریب دادن رحمان رضایی، شوت سنگینی را روانه دروازه کرد که ضربه وی با اختلاف کمی به خارج رفت.

درآخرین حمله تیم پرتغال درنیمه نخست، میگوئل در دقیقه ‪ ۴۳‬از جناح راست وارد محوطه جریمه ایران شد و توپ را به والنسیا سپرد که ضرب سنگین وی را میرزاپور به کرنر فرستاد.

در این نیمه کاستینا، مانیش و دکو فرصت‌های شوتزنی را پشت محوطه جریمه بدست آوردند که ضربات آنان با بی‌دقتی به هدر رفت.

بازیکنان تیم ایران در نیمه نخست، تنها دو موقعیت را در دقایق ‪ ۱۲‬و ‪۱۵‬ بدست آوردند.

در دقیقه ‪، ۱۲‬مهدی مهدوی کیا ضربه ایستگاهی ایران را به سمت دروازه پرتغال ارسال کرد که ضربه سر نکونام به خارج رفت.

در دقیقه ‪، ۱۵‬علی کریمی با ارسال توپ به پشت مدافعان پرتغال، فرصت خوبی را برای مهرزاد معدنچی مهیا کرد که این بازیکن جوان نتوانست از این موقعیت استفاده کند.

شاگردان فیلیپ اسکولاری سرمربی برزیلی تیم پرتغال در نیمه دوم، تغییر تاکتیک داده و بازی را به میانه زمین کشاندند تا بتوانند دفاع چند لایه تیم ایران را باز کنند.

حربه بازیکنان پرتغالی در این نیمه مثمرثمر واقع شد به طوریکه آنان در دقیقه ‪ ۶۲‬به گل رسیدند.

دراین لحظه، تیم پرتغال ضد حمله خطرناکی را از جناح راست تیم ایران طراحی کرد. فیگو‌ها‌فبک خلاق تیم اینترمیلان ایتالیا درعرض حرکت و موقعیت خوبی را برای دکو آماده کرد که این بازیکن با یک ضربه غافلگیرکننده دروازه تیم ایران را باز کرد.

پس از این گل، ملی‌پوشان ایرانی حملات پراکنده‌ای را به سمت دروازه حریف ایجاد کردند که‌ها‌شمیان و خطیبی فرصت‌های تیم کشورمان را به هدر دادند.

در دقیقه ‪ ۷۹‬بازی یحیی گل محمدی، کاپیتان تیم پرتغال را در محوطه جریمه تیم خودی سرنگون کرد تا یک ضربه پنالتی به سود این تیم گرفته شود.

رونالدو ضربه پنالتی تیم پرتغال را به گل تبدیل کرد تا تیم ایران وداع زودهنگامی را از این دوره از رقابتها داشته باشد.

تیم پرتغال نیز با این پیروزی، پس از ‪ ۴۰‬سال به مرحله دوم جام جهانی صعود کرد.

از نکات قابل توجه در هر دو بازی پرتغال دراین دوره از مسابقه‌ها، نقش تاثیر گذار فیگو بازیکن ‪ ۳۳‬ساله این تیم است که پایه‌گذار هر سه گل پرتغال بود.

در هر صورت، تیم ایران درسومین حضور خود در جام جهانی نیز نتوانست جواز حضور به مرحله بعدی را کسب کند تا نیاز به تحول و دگرگونی در فوتبال کشورمان نمایان‌تر شود.

افت بدنی بازیکنان، مصدومیت ملی‌پوشان ایرانی حاضر در باشگاه‌های اروپایی، ارائه بازی یکنواخت و تکراری، نبود اعتماد به نفس لازم، اشتباهات فردی بازیکنان و نداشتن برنامه‌ای مشخص برای رسیدن به دروازه حریفان از مهمترین نقاط ضعف تیم ایران در دو بازی اخیر در جام جهانی بود.

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: یکشنبه چهارم تیر 1385 0:31

تیم ملی  به حراج گذاشته شد  و شماره یک اشانتییونه
نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

 

موضوع: جمعه دوم تیر 1385 0:56

ای بابا عاشقیو عشق کدووووومه  !!!!!!!

دور دوره ی   عاقلاست این زمونه !!!!!!!

ما بچه ها دنیارو رنگ میزنیم !! رنگ میزنیم!!

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

عشق  

موضوع: یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 15:30

به عشق رسیدن بهتره یا عاشق بودن؟؟؟؟؟؟

ایا عاشق از معشوقش از خسته  هم مشیه؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

بر بچه های نیوسایت 

موضوع: شنبه بیستم خرداد 1385 1:20

من دوستان زیادی دارم      دوستای با معرفت  که حاضرند برام هر کاری کنند

من فقط اسم که تو محله ( نیوسایت) خودمونه میگم   حبیب .  بهزاد.احمدرضا .علیرضا .رضا.

محسن .نادر. علی و ......................................

 

یه پسری هست قهرمان  اتومبیل رانی خوزستانه  پسر خوبیه  اول خونشون  نیوسایت

بود  حالاخونشون رفته  شهرک نفت ....  اخر رانندگیه

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

به چشمات بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد 

موضوع: پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 13:34

بدترین درد این نیست که.......عشقت بمیره

بدترین درد این نیست که.......به اونی که دوست داری نرسی

بدترین درد این نیست که.......عشقت بهت نارو بزنه

بدترین درد اینه که ........ یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

موضوع: پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 11:45

عشق در چند کلمه= برای کسی از خود گذشتن  

نوشته شده توسط مهرداد | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
من مهرداد 17ساله از اهوازم
ID:mehrdad_marmolak2004
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati